خرید بک لینک
دیروز یک مقاله نوشتم و در آن از وزاری آموزش و پرورش نالیدم. نوشتم که نمی دانم دولت ها وزرای آموزش و پرورش را با تور می گیرند یا قلاب. نوشتم که وزرا صاحب نظر تعلیم و تربیت نیستند. اداری اند بیشتر. ادار

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: چهارشنبه 5 تير 1398 ساعت: 16:58

امروز الیاس آمد کتاب های خودش و خواهرش را پس داد. پنج شش تا کتاب. وقتی کتاب ها را رسیدکردم و خواست برود از جیب پیراهن اش ده هزار تومان پول درآورد، درازکرد سمت ام و گفت: "آقای ماهر، این پول را برای بچه ها کتاب بخرید." الیاس دبیرستانی است. از ابتدایی مشتری کتاب خانه ی زنبیلی است. حالا هم شده حامی کتاب خانه.

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: چهارشنبه 5 تير 1398 ساعت: 16:58

زنبیل کتاب را گذاشته ام لب پارکینگ مجتمع مسکونی مان. بچه ها کتاب می برند و کتاب می آورند. دو تا دختر کلاس ششم هفتمی می آیند بالاسر زنبیل. یکی از این دو دختر از دوم سوم ابتدایی مشتری کتاب خانه ی زنبیلی

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: چهارشنبه 5 تير 1398 ساعت: 16:58

دوستانی که در مجتمع های آپارتمانی زندگی می کنید، یا دوستانی که در محله ی تان همه چیز پیدامی شود به جز یک کتاب خانه، یک زنبیل بردارید، توش چند تا کتاب بگذارید، سر یک ساعت خاص بنشینید جلوی خانه یا توی پ

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:56

شماره تازه ی مجله ی "عروسک سخنگو" ( اردیبهشت و خرداد 98) در قبضه ی تربتی هاست. اولین نوشته ی مجله را یک تربتی نوشته و مجله با نوشته ی " تربت حیدریه ی خوب" به استقبال اش رفته و گفته: "... چه قدر تربت ح

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:56

امید از توی زنبیل کتاب دو تا کتاب داستان برمی دارد و می پرسد: "درباره ی زن و شوهر دیگر کتاب ندارید؟" می گویم: "یکی توی ماشین دارم." می روم و کتاب "شوهر نمونه" را از توی داشبورد می آورم. می گیرد دست اش

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:56

ساجده "شمال ناکجا" را امروز پس آورد. صفحه ی اول کتاب، کنار مهر مجله ی عروسک سخنگو نوشته آقای ماهر. شمال ناکجا را ساجده پارسال برج شش و هفت برده. بعد خورده به سرما و کتاب را پیش خودش نگه داشته. امروز ک

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:56

رمانی خواندم به نام "چتر تابستان" نوشته ی "لیسا گرَف" ترجمه ی خوش خوان "نیلوفر نیکزاد" "نشر پیدایش" در سال 1396( چاپ سوم). کتاب را دوست داشتم. کتاب، رمان نوجوان است. من به عمد رمان های کودک و نوجوان ر

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:56

می خواهم اگر بتوانم از دبیرستان نمونه ی شبانه روزی بروم. بروم به یک مدرسه ی ابتدایی معمولی. دلایل ام این هاست: اول این که من با شبانه روزی در کلاس هفتم هشتم نهم مخالف ام. این سن برای دورشدن از خانواده

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:56

به برخی بچه ها باید کتاب تعارف کرد. رضا با پدرش آمدند کنار زنبیل. رضا پشت پدرش بود. گفتم: کتاب می خواهی؟ خواست و یکی برداشت و با علاقه ورق زد. محمد پنج ساله ی مان دوچرخه سوارشد. بدون هیچ سابقه و تمرین

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:56

از وقتی پل چهارراه خواف را برداشته اند، آن قسمت شهر برای ام غریبه شده. گاهی که به آن قسمت مسیرم می افتد انگار به یک شهر دیگر پاگذاشته ام. شهر دیگر نه. در شهر دیگر آدم می داند که غریب است، ولی این جا ی

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:56

با همکاران مدرسه رفتیم گردش. یک جای بکر و دیدنی در میان کوه های بین زاوه و فریمان. کلّه منار. هم پوشش گیاهی معرکه ای داشت هم جک و جانوران دیدنی. روی یک برگ پونه ی وحشی یک کفشدوزک سبز دیدم. پرسیدم: چرا

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:56

دیروز امتحان آخر بود. یکی از نهمی ها تقلب آورده بود. تقلب اش را گرفتم. می توانستم محروم اش کنم. آخر جلسه آمد توی کتاب خانه که: "آقا، نرسیدیم بخوانیم." گفتم: "از تو انتظار نداشتم." کلی توضیح داد و عذرخ

برچسب: نویسنده: بهنام نعمتی تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 11:56

صفحه بندی